خیلی شبِ از من دوری...خیلی خط کشیدم رو دیوار...اما من خسته نمیشم ، از نبودنتامید دارم...به شب ، آخر از آسایشگاه میزنم بیرونلباسای خاکیِ سربازی رو میندازم دورمیرم یواشکی از تو ساکم لباس قدیمیامو پیدا م
برچسب:
نویسنده: بهراد محمودی
تاريخ: چهارشنبه
23 مهر
1399 ساعت: 2:36